خوابوندن علی آقا

خرید بک لینک

علی جونم بعضی از شبا که بی خوابی میزنه به سرت خوابوندنت خیلی کار سختیه، من بینوا باید انقدواست قصه تعریف کنم تاشاید دلت واسم بسوزه و بخوابی دیشبم یکی از اونا شبا بود حالا ادامه ماجرا

علی جونه مامان بریم بخوابیم فرمودید مامان:باید واسم قصه چوپان دروغگورو بخونی،چشم عزیزم یکی بود یکی نبود مامان :زیر گنبد کبود و نگفتی عرض کردیم ببخشیید مامانی یادم رفت چشما کاملا باز باز از تاریکی ام که اصلا نمی ترسی بعد ازاینکه تموم شد مامان:چوپان دروغگو چرا دورغ می گفت پسرم دورغ کار زشتی اشتباه میکرد مامان من که دروغ نمی گم ،مامانی خاله پیر زنو می خونی (کدو قلقله زن) منم که وحشتناک خوابم میمومدبهت گفتم خاله پیر زن به آقا گرگ گفت من میرم چلو بخورم پلو بخورم مامان :میوه نمی خوره نه مامان جون میوه نداره خوب بره بخر به باباش بگو براش بخر

از اونجایی که اردات خاصی به آقای کلاه قرمزی ودوستاش داری خواستم مثلا گولت بزنم گفتم علی چشماتو بندد ببین همه خوابیدن کلاه قرمزی خوابید مامان:پسر خاله , پسر عمه ,آقای مجری و...............

خلاصه همشونو یکی یکی پرسیدی که بیدار نباشن وقتی خیالت راحت شد که همشون خوابیدن مامان :من میرم پیش بابا می خوابم شلوغ نکنی خوابیدم توم برو سرجات بخواب پتو بکش روت شب بخیر

این هم از دوستای علی آقا


شروع دوباره...

ما را در سایت شروع دوباره دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:29

صفحه بندی