علی گل مامان دو تا دوست جدید پیدا کرده که البته وجود خارجی ندارن
پسرم امروز داشتی با ماشینت بازی میکردی
منم مشغول کارای خونه بودم دیدم داری با خودت حرف میزنی
علی جون مامان با کی حرف میزنی همچین جدی هیشکی مامان با میمدم (محمد)بهش می گم دستتو بده من از ماشین نیفتی تصافد کنی بعد خودتو انداختی زمین به من می گی مامان منو محمد تصافد کردیم گوشیمو بیار زنگ بزن بریم بیمارستان بعد شم خودت بلند شدی رفتی گوشی اسباب بازیتو آوردی مامان جون به کی زنگ میزنی به اقا دکتربگم بیا منم مریژشدم باید برم بیمارستان منم مات و مبهوت بهت نگاه کردم چی محمد کی دوستم مامان بیا دستشو بگیر دسشتو گرفتی به منم میگی مامان ببین اینجا وایساده منو میگی قیافم اینجوری بود 
جلل الخالق از دست بچه های امروزی
چند روز پیش بابابزرگ حالش خوب نبود بهت گفتم پسرم واسه بابا بزرگ دعا کن خوب بشه بدو بدو رفتی جا نماز بابایی رو آوردی دستای کوچولوتو بردی بالا گفتی خدایا بابا بزرگ خوب بشه بعد گفتی محمد علیرضا شما هم دعا کنین منم تازه فهمیدم که بله آقا علیرضا هم یکی دیگه از دوستای خیالیت الهی مامان قربون اون قلب مهربونت برم مواظب دوستاتم باش عاشقتم مامانی
شروع دوباره...ما را در سایت شروع دوباره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 68